نژاد و تبار میرتیموریهای ساکن تنگِ گرمه کوهدشت

📙 میرهای کوهدشت؛ کُنشی از فرایندِ بازماندگانِ آرمانگرایِ اتابکان لرکوچک _ انساب میرتیموریهای ساکن بر آن اقلیما / برشی اجمالی از پژوهشِ "میرتیمورخان فرزند ارشد امیرسیف الدین میرمظفر" به منبعیّت کتاب امرای ماداکتو چاپ اول ۱۴۰۳ انتشارات دانشگاه تهران
🔸ایل میر در سرزمینهای تنگاتنگ و کشاکشِ زاگرس "لرستانات و ..." تنی تنیده و دارای پیشینهای کهن است؛ میر شاهوردی خان خورشیدی، واپسین اتابک موسوم به لر کوچک (قرن ۱۱ ق) پنج پسر بدین نامها داشت: میرنیدل، میرمظفر، میرجنگجو، میراصلان و میراحمد و ... که به گفته منابع، شاخه «میرهای پشتکوه لرستان» که از اویند: میرهای مظفری، طایفه میر ارکوازی که امیرالامرای حسینآباد بوده اند و مالک الممالک صفحه شمالی پشتکوه و ... از نسل میرمظفر هستند؛ شاخه «میرهای دهلران» از نسل احمد؛ و شاخه «میرهای لرستان، خوزستان و درهشهر» از نسل میرنیدل اند، کوتاه شاخه ای که جز یک دوره درخشش نام اجداد اتابکان را بیشتر نتوانست برهم دهد، میرهای جودکی اند، حکام و مستوفیان یک عصر از اعصار بر اتحادیه ایلی جودکی به رهبری و سرسلسلەگیِ میرجنگجو "در اینجا لازم بە ذکر است که میرمظفر و میرجنگجو هر دو از یک مادر هستند، شاهزاده زیوربیگم، دختر پریخان خانم و سلطان بدیع الزمان میرزای صفوی، و پریخان دخترِ سیاستمدارِ شاهطهماسب بود) این تقسیمبندی نشان میدهد که کوهدشت (پشتکوه) در قلمرو ایل ارکوازی – یعنی همان نسل میرمظفر – قرار دارد و اصل تناسخ و توارد در ضم تعابیر تاریخی، روایه مشروط به نسخ کتبی از کوچ اجباریِ تباری کلان و سترگ از پشتکوه به کوهدشت و حوالی کشماهور و تنگهاش با ذکر نام و نشان موجود است و میتوان به قطعیت در باب میرتیموریهای "گرمهای" کلامراند و شرح داد رای سپرد و چنین نگاشت:
🔸 در همین خاندان، میرمظفر که در آغاز جوانیاش به تاریخ سنه پانزدهم ربیعالثانیِ ۱۰۱۰ ه.ق به خلعت همایونی، حکم کلانِ صاحبقرانی و لقبِ شاهنشاهیِ "امیرسیف (فرمانده شمشیرزنان_امر کننده به شمیر و سرورِ تیغها و خدنگ ها و ... ) از کرامِ داییزادهاش شاهعباس یکم نایل آمده بود، دو پسر داشت و نام بزرگتر میرتیمورخان بود، جدّ اعلای هرآنانکه سلسهآموزِ میرتیموریها شدند: "پرویز، غلامعلی، محمدولی، ولدبیگ" و دیگر جماعت بزرگانِ «میر تنگ گرمه» شناخته میشود. در یک منبع محلی معرفی کتاب «نقش میرهای سیمره از ملوک تا خاوری» و مکتوبات و نسخ میرزاهای مشاور والیان، آمده است که؛ میرطَمُرخان که اورا نادر به نشانِ "جغّه مستوفیان" آراسته بود، گاهی مصلحت به وزارت و گاهی سفارت میکرد و گاهی شرطه بود و گه محتسب و گه ایلخانی بسیار وظیفهدان و مردمدوست که نقش مجریِ مستقیمِ فرامین "مظفرعلی بیگ" را در دست داشت، گویند میرتیمورخان نشانی میفرستاد و هرطایفه که تمایل اش بود را از مالیات های بسیار سنگین و طاقتفرسای نادر در دَم رهایی میجست و معاف مینمود ....
🔸 به روایت کتب سنگیِ موزه ترکیه و اسناد موثقِ اسپهبدانِ سرحدات، پس از مرگ و انقراضِ حکومت چهار قرن و نیمهی فرمانروایان زاگرس، حاکمیت ایل میر به شاخههای او "شاخه های شاهوردیخان" منتقل گردید. هرچند هیچ سندی دالِ بر مهاجرت یا کوچاندنِ بلاجبارِ میرتیمور خان وجود ندارد، برعکس، اسنادِ متواتر و تئوریکایِ مهاجرتِ اجباری اولاد میرتیمورخان از پشتکوه به مغربِ پشتکوه "همان کشماهور و تنگ گرمه" منابع محلی ای که چنین نقل میکنند: در اواسط قرن دوازدهم ه.ق (همزمان با جنگها و بیثباتیهای نادرشاه) بخشی از خاندان میرمظفر (به ویژه هر سه یا چهار سلسله نواده میرتیمورخان بهغیر از نیمی از یکی از سلسله نوادگان میرتیمورخان که اکنون در پشتکوه و ایل ارکوازی ساکن اند"شمالِ دهستانِ مورت") به سوی غرب، حوالی کوههای کبیرکوه (منطقه کوهدشت)، کوچ کردند. در هر حال میرتیمورخان در این منطقه تثبیت شد و نوادگان او «میر تنگ گرمه» نامیده شدند.
فرزندان میرتیمورخان: طبق نسخی که بر جای مانده از اخبار ایلخانان و سفرا و والیانِ افشاریِ آقیونولو ها ...
🔸 میرتیمورخان چهار پسر یا نواده داشت به نامهای پرویز، غلامعلی، محمدولی و ولدبیگ که هر یک سرسلسله طایفهای در پیرامون کوهدشت شدند. با اینهمه، ما سند مکتوبی در منابع تاریخی برای تأیید اسامی یا جزییات این فرزندان به قطعیت نیافتیم. لازم بود عرض کنم که شجره قومی و کهن فیمابین کهنسالان و کلانمردمانِ گرمهای مهر خوشنشانِ تاییدی بود بر صحت اسناد تباری و نامهای مندرج در آن "گرمهای ها نیز عینا سرسلسله های تیرهایشان همان نامها بود"
🔸هوزبیگها: عنوان «هوزبیگ» در عامیانه محلی اشاره به گروهی از چند خانوار میکند و «بیگ» لقب بزرگان است.
🔸 لرینی ها: جماعتی نژاده که هیچگاه دچار از خودگریزی و آسمیله نشده اند، همانسان که آنان برای فرزندان خویش نام مبارکِ میرتیموری را بر پیشهی شهرت، نهاده اند، برخی روایات لرینی ها را از بزرگان طایفه میر (مشتق از میرتیمور و همپوشانیِ اولاد میرداراب بیگ برادر میرمظفردوم ارکوازی) میدانند که سعه بر این کلام وجودِ مقبره"کتیبه و سنگِ بر آن" متعلق میرداراب بیگ به روزگارانِ پایانیِ زندیه در اقلیم میرتیموریهاست و به بیان دیگر، لرینی ها احتمالاً به شاخهای از میرتیمورخان مربوط هستند، اگرچه ارجاع سندیِ دقیقی برای این فرضیه وجود ندارد.
🔸 عبدالملکی (اولمکی): گویند خانواده عبدالملک در تنگ گرمه و بهویژه ایل «اولمکی» را میراثخوار میراصلان در بندِ فراموشخانهی "الموت" پسرِ میرشاهوردی خان میدانند. شایان ذکر است که میراصلان یکی از پنج فرزند میرشاهوردی بود؛ این مطابق روایتی است که عبدالملک را نواده اصلان میشمارد. اگرچه ما منبع مستندی درباره خود عبدالملک نیافتیم، اما تأیید میراصلان در پارهای وصیت به خاندان زرگری (میرهای تهران/رفسنجان) موید وجود تاریخی و اشاره مستقیم به نام عبدالملک است. بنابراین «اولمکیها» به احتمال زیاد با شجره "میر" شاخه اصلان مرتبطند.
🔸به طور خلاصه، انساب «میر تنگ گرمه» در ترکیبی از سنت مکتوب و روایات شفاهی تشکیل شده است: از یک سو میر تیمورخان را فرزند میر مظفر کبیر "امیرسیف الدین" و نوه میرشاهوردی خان میدانیم؛ از سوی دیگر شاخههای محلی هر یک داستان و اسامی ویژه خود را دارند که گاه در منابع رسمی منعکس نشدهاند. منابع موجود تاریخ محور (مانند دانشنامهها) بیشتر بر جد مشترک تمام ساکنان تنگِ گرمه (میر شاهوردیخان و فرزندانش) و شاخههای کلی تأکید کردهاند، و جز انگشتشمار سندی که بی اکراه و بیدغدغه ثابت میکند شرح جزئیات انتساب هریک از تیرههای محلی به این درخت خانوادگی را که عمدتاً در سنتها و مطالعات بومی ثبت شده است.
🔸منابع: یادداشتها و مقالات محلی و پژوهشهای مربوط به خاندان میر لر ( از جمله دستنوشتههای فارسی و آثار معاصر)؛ همچنین معرفی کتاب «نقش میرهای سیمره در تاریخ لرستان» دستنوشته های میرزاتیمورتیمورپور برای سندنویسی، حدیقه امرای ماداکتو، شهلا مظفری، انتشارات دانشگاه تهران، فصل اول تا فصل دوازدهمِ جلد دوم از این کتاب "میرتیموریها، انساب، رجال، شئائر، کنیات، مشاهیر، تاریخ، جغرافیا و ..."
کتابخانه اسناد ملی شورای مجلس
میراث فرهنگی شهر ایلام
آرشیو اسناد و ابلاغیه های زمان والی ها، ضبط در دفتر بخشداری پشتکوه "روستای چگا"
كان أحياناً شُرطياً وأحياناً محتسباً وأحياناً إيلخانياً، وكان كثير الواجبات ومحباً للشعب، يحمل دور المنفذ المباشر لأوامر "مظفر علي بيگ"، يُقال إن ميرتيمورخان كان يرسل إشارة وكان يسعى لإعفاء أي طائفة يرغب في ذلك من الضرائب الثقيلة والمرهقة لنادر في الحال ويعفيها...
🔸 وفقاً لروايات الكتب الحجرية في متحف تركيا والوثائق الموثقة للاسبهبدان الحدوديين، بعد موت وانقراض حكومة أربعة قرون ونصف من حكام زاغروس، انتقلت حاكمية إيل مير إلى فروعه "فروع شاهوردي خان". رغم عدم وجود أي وثيقة تدل على هجرة أو نقل قسري لميرتيمور خان، بل على العكس، توجد وثائق متواترة ونظريات الهجرة القسرية لأولاد ميرتيمورخان من پشتكوه إلى غرب پشتكوه "وهو نفسه كشماهور وتنگ گرمه" من مصادر محلية تنقل كما يلي: في أواسط القرن الثاني عشر الهجري (بالتزامن مع حروب وعدم استقرار نادرشاه) هاجر جزء من أسرة ميرمظفر (خاصة ثلاث أو أربع سلاسل من أحفاد ميرتيمورخان باستثناء نصف إحدى سلاسل أحفاد ميرتيمورخان الذين يسكنون الآن في پشتكوه وإيل أركوازي "شمال دهستان مورت") نحو الغرب، في جوار جبال كبيركوه (منطقة كوهدشت). على أي حال، استقر ميرتيمورخان في هذه المنطقة وأُطلق على أحفاده «مير تنگ گرمه».
أبناء ميرتيمورخان: وفقاً لنسخة متبقية من أخبار الإيلخانيين والسفراء والولاة الأفشاريين الآق يونلو...
🔸 كان لميرتيمورخان أربعة أبناء أو أحفاد بأسماء پرويز وغلام علي ومحمدولي وولدبيگ، وأصبح كل منهم رأس طائفة في محيط كوهدشت. مع ذلك، لم نجد وثيقة مكتوبة في المصادر التاريخية لتأكيد الأسماء أو تفاصيل هؤلاء الأبناء بيقين. كان لابد من القول إن الشجرة القومية العريقة بين كبار السن وكبار رجال گرمهاي كانت ختماً حسن البشارة مؤكداً على صحة الوثائق النسبية والأسماء المدونة فيها "كان لدى الگرمهايين أيضاً نفس الأسماء لرؤساء عشائرهم".
🔸 الهوزبيگات: يشير عنوان «هوزبيگ» في العامية المحلية إلى مجموعة من عدة أسر و«بيگ» لقب للكبار.
🔸 اللرينيون: جماعة عريقة لم تتعرض قط للاغتراب عن الذات والاندماج، كما أنهم وضعوا لأبنائهم الاسم المبارك الميرتيموري على سبيل الشهرة، تعتبر بعض الروايات اللرينيين من كبار طائفة مير (مشتق من ميرتيمور ومتطابق مع أولاد ميرداراب بيگ أخ ميرمظفر الثاني الأركوازي) الذي يؤيد هذا القول وجود مقبرة "نقش وحجر عليها" تخص ميرداراب بيگ من أزمان نهاية الزندية في إقليم الميرتيموريين، وبعبارة أخرى، يرتبط اللرينيون على الأرجح بفرع من ميرتيمورخان، رغم عدم وجود مرجع وثائقي دقيق لهذه الفرضية.
🔸 العبدالملكيون (الأولمكيون): يُقال إن عائلة عبدالملك في تنگ گرمه وخاصة إيل «أولمكي» يُعتبرون وراثاً لميراصلان في قيد منسيات "الموت" ابن ميرشاهوردي خان. يجدر بالذكر أن ميراصلان كان أحد الأبناء الخمسة لميرشاهوردي؛ هذا وفقاً لرواية تعتبر عبدالملك من أحفاد أصلان. رغم أننا لم نجد مصدراً موثقاً حول عبدالملك نفسه، إلا أن تأكيد ميراصلان في بعض الوصايا لأسرة زرگري (أمراء طهران/رفسنجان) يؤيد الوجود التاريخي والإشارة المباشرة لاسم عبدالملك. لذلك ترتبط «الأولمكيون» على الأرجح بشجرة "مير" فرع أصلان.
🔸 باختصار، تتكون أنساب «مير تنگ گرمه» من مزيج من التقليد المكتوب والروايات الشفوية: من جهة نعتبر ميرتيمورخان ابن ميرمظفر الكبير "أميرسيف الدين" وحفيد ميرشاهوردي خان؛ ومن جهة أخرى لكل من الفروع المحلية قصتها وأسماؤها الخاصة التي لم تنعكس أحياناً في المصادر الرسمية. ركزت المصادر الموجودة ذات التوجه التاريخي (مثل الموسوعات) أكثر على الجد المشترك لجميع سكان تنگ گرمه (ميرشاهوردي خان وأبناؤه) والفروع العامة، وباستثناء عدد قليل من الوثائق التي تثبت بلا إكراه ولا قلق شرح تفاصيل انتساب كل من العشائر المحلية لهذه الشجرة العائلية المسجلة أساساً في التقاليد والدراسات المحلية.
🔸 المصادر: المذكرات والمقالات المحلية والبحوث المتعلقة بأسرة مير لُر (بما في ذلك المخطوطات الفارسية والآثار المعاصرة)؛ وأيضاً تعريف كتاب «دور أمراء سيمره في تاريخ لرستان» مخطوطات الميرزا تيمورتيمورپور للتوثيق، حديقة الأمراء الماداكتو، شهلا مظفري، منشورات جامعة طهران، الفصل الأول حتى الفصل الثاني عشر من المجلد الثاني من هذا الكتاب "الميرتيموريون، الأنساب، الرجال، الشعائر، الكنى، المشاهير، التاريخ، الجغرافيا و..."
مكتبة الوثائق الوطنية لمجلس الشورى
التراث الثقافي لمدينة إيلام
أرشيف الوثائق والبلاغات من زمن الولاة، مسجل في مكتب ناحية پشتكوه "قرية چگا"